تبليغاتX
ستاره تنها
به وبلاگ خودتون خوش اومدید
اینجا را کلیک کنید تا تصویر را با بزرگترین اندازه ببینید
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:59  توسط مریم | 

پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟

درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:

اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام

پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي !

صفت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهی.

صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.

صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحیح¬ يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.

صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کني

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 22:49  توسط مریم | 
ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد.



-تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!!



-دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.



-فيل‌ها تنها حيواناتي هستند که نمي‌توانند بپرند.



-هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد.



-فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.



-کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.



-تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.



-اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد مي‌شود.



-اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده‌ايد.



-در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و موژه‌ها.



-کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.



-در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.



-هيچ‌وقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني.



-چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند.



-هر تکه کاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا کرد.



-در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به کار رفته که مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت.



-اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يک خط بگذاريم، تقريبا 97000 کيلومتر مي‌شود.



-وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.



-آمريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.



-عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسري داشته باشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 20:6  توسط مریم | 
از تنهایی مگریز

                    به تنهایی مگریز

گهکاه

             آن را بجوی و

تحمل کن

              و به آرامش خاطر

مجالی ده

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 23:58  توسط مریم | 
 

 

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 21:8  توسط مریم | 
1- عدم مصرف صبحانه : افرادي که صبحانه نمي خورند سطح قندخون پائين تري خواهند داشت ، اين مسئله منجر به نرسيدن مقدار کافي مواد غذائي به مغز و در نتيجه دژنراسيون ( تحليل بافت ) مغز خواهد شد .

۲ - پرخوري : پرخوري باعث سفتي شريانهاي مغزي و در نتيجه منجر به کاهش قدرت مغز مي شود .

۳ - دخانيات : مصرف دخانيات باعث چروکيدگي متعدد مغز و در نتيجه بيماري آلزايمر مي شود .

۴ - مصرف زياد قند : مصرف زياد قند مي تواند باعث تداخل در جذب پروتئين ها و ساير مواد غذائي و در نتيجه سوء تغذيه شده و باعث اختلال در تکامل مغز شود .

۵ - آلودگي هوا : مغز بزرگترين عضو مصرف کننده اکسيژن در بدن ما است . هواي استنشاقي آلوده باعث کاهش اکسيژن رساني به مغز و در نتيجه کاهش کارائي مغز خواهد شد .

۶ - کم خوابي : خواب به مغز ما اجازه استراحت مي دهد . محروميت از خواب به مدت طولاني باعث تسريع مرگ سلولهاي مغزي مي شود .

۷ - پوشاندن سر هنگام خواب : خوابيدن با سر پوشيده باعث افزايش غلظت دي اکسيدکرين و کاهش غلظت اکسيژن شده که مي تواند منجر به اثرات مخرب مغزي شود .

۸ - کارکردن سخت فکري در طي بيماريها : کار فکري زياد يا مطالعه در هنگام بيماري منجر به کاهش کارائي مغز و افزايش صدمه به مغز مي شود .

۹ - فقدان تحريک فکري : تفکر بهترين راه تمرين مغز است . فقدان فعاليت فکري مي تواند باعث چروکيدگي مغز شود .

۱۰ - بندرت صحبت کردن : مکالمه هوشمندانه باعث تسريع کارائي مغز مي شود
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 19:38  توسط مریم | 

جادوی اعداد سرنوشت

ابتدا به ترتیب عدد سال و ماه و روز تولد و غیره خود را به صورت گفته شده محاسبه نموده و سپس تفسیر آن را در قسمت تفسیر عدد تقدیر بخوانید.

عدد سال
در مبحث عددشناسی فقط با اعداد یك رقمی ۱ تا ۹، همچنین اعداد دو رقمی ۱۱،۲۲ و گاهی ۳۳،۴۴ و مشابه آن سروكار داریم. این اعداد را (اعداد رهبر) می‌نامند. برای تبدیل هر عدد دیگر به این اعداد، ابتدا ارقام آن عدد را با هم جمع می‌كنیم. برای مثال، اگر متولد سال ۱۹۹۶ باشید ارقام این عدد را باید باهم جمع كنید. اگر حاصل جمع آنها یكی از اعداد ۱،۲،۳،…،۹،۱۱،۲۲،۳۳،… نشد باید دوباره ارقام عدد حاصل را با هم جمع كنید تا بالاخره به یكی از اعداد یك رقمی ۱ تا ۹ یا دو رقمی ۱۱،۲۲،۳۳،… برسید.
در مثالی كه ذكر شد همانطور كه ملاحظه می‌شود حاصل جمع برابر است با: ۲۵= ۶+۹+۹+۱ پس باید ارقام ۲ و ۵ را جمع كنیم: ۷=۵+۲ بنابراین عدد سال تولد شما ۷ است. در مثالی دیگر مثلاً اگز در سال ۱۹۹۳ به دنیا آمده باشید آنگاه داریم: ۲۲ = ۳+۹+۹+۱ همانطور كه ملاحظه می‌كنید حاصل آن عدد ۲۲ می‌شود و چون این عدد جزء اعداد رهبر است دیگر نیازی به ادامه عملیات نیست و عدد سال تولد شما همین عدد ۲۲ است. مثال‌های دیگر: اگر كسی در سال ۱۹۹۵ به دنیا آمده باشد برای به‌دست آوردن عدد سال تولد خود باید بدین ترتیب عمل كند: ۶ =۴+۲=۲۴=۵+۹+۹+۱=۱۹۹۵ بنابراین عدد سال تولد او ۶ است. اگر متولد سال ۱۹۴۸ باشید آنگاه: ۲۲=۸+۴+۹+۱ پس عدد سال تولد شما ۲۲ است.

عدد ماه



ماه تولد عدد ماه تولد عدد ماه تولد عدد

ژانویه

1 مه  ۵  سپتامبر  ۹
 فوریه 2  ژوئن ۶  اكتبر ۱۰
مارس 3  ژولای ۷ نوامبر ۱۱
آوریل 4  آگوست ۸ دسامبر ۱۲


بنابراین اگر شخصی در ماه اكتبر به دنیا آمده باشد عدد ماه تولد او عبارت است از:
۱=۰+ ۱=۱۰= اكتبر

یعنی عدد ماه تولد او ۱ است و اگر در ماه نوامبر به دنیا آمده باشد:
۲=۱+۱=۱۱= نوامبر

یعنی عدد ماه تولد او ۲ است.

عدد روز
برای به دست آوردن عدد روز تولدتان كافی است اعداد دو رقمی ( به جز ۱۱ و ۲۲) را با هم جمع كنید تا به یكی از اعداد ۱ تا ۹ یا ۱۱ یا ۲۲ برسید. مثلاً اگر كسی در روز بیست و یكم یكی از ماه‌های سال به دنیا آمده باشد عدد روز تولد او عبارت است از: ۳ =۱+۲=۲۱، یا اگر در روز هیجدهم یكی از ماه‌های سال به دنیا آمده باشد، داریم: ۹ = ۸+۱ = ۱۸ یعنی عدد روز تولد او ۹ است. یا اگر در روز نوزدهم به دنیا آمده باشد: ۱ =۰+۱=۱۰=۹+۱=۱۹ یعنی روز تولد او ۱ است. ولی اگر در روز یازدهم یا بیست و دوم یكی از ماه‌های سال به دنیا آمده باشد همان عدد، عدد روز تولد اوست.

عدد سرنوشت
بعد از آنكه عدد سال تولد، عدد ماه تولد، و عدد روز تولد خود را به دست آوردید باید این سه عدد را با هم جمع كنید تا به یكی از اعداد ۱ تا ۹ یا عدد ۱۱ یا ۲۲ برسید. مثلاً اگر در روز سی و یكم ماه دسامبر سال ۱۹۵۵ به دنیا آمده باشید عدد سرنوشت شما به این صورت به دست می‌آید:
۶ = ۴+۲ = ۲۴ = ۵+۹+۹+۱ = ۱۹۹۵ = عدد سال تولد
۳ = ۲+۱ = ۱۲ = عدد ماه تولد
۴ = ۱+۳ = ۳۱ = عدد روز تولد
۴ =۳+۱=۱۳=۴+۳+۶= عدد روز تولد+عدد ماه تولد+عدد سال تولد =عدد سرنوشت. بنابراین عدد سرنوشت شما ۴ است.

عدد خورشیدی
در این مرحله، برای به دست آوردن عدد علامت خورشیدی خود، باید به جدول زیر توجه كنید. (مثلاً اگر كسی در ماه آذر به دنیا آمده باشد عدد علامت خورشیدی او ۹ است).


علامت خورشيدى عدد علامت خورشيدى عدد علامت خورشيدى عدد
حمل (متولد فروردين) 1 اسد (متولد مرداد) 5 قوس (متولد آذر) 9
ثور (متولد ارديبهشت) 2 سنبل (متولد شهريور) 6 جدى (متولد دى) 10
جوزا (متولد خرداد) 3 ميزان (متولد مهر) 7 دلو (متولد بهمن) 11
سرطان (متولد تير) 4 عقرب (متولد آبان) 8 حوت (متولد اسفند) 12




عدد تقدیر
برای به دست آوردن عدد تقدیر، باید عدد سرنوشت را با عدد علامت خورشیدی جمع كنیم تا به یكی از اعداد ۱ تا ۹ یا ۱۱ یا ۲۲ برسیم. مثلاً اگر عدد سرنوشت كسی ۴ و عدد علامت خورشیدی او ۹ باشد، آنگاه داریم: ۴ = ۳+۱ = ۱۳ = ۹+۴ یعنی عدد تقدیر او ۴ است.

تفسیر عدد تقدیر
پس از محاسبه عدد تقدیر خود آن عدد حتماً یکی از اعداد زیر است پس خود را بشناسید:
ـ عدد ۱: خود‌ساخته، شما فردی متكی به نفس، مستقل، مبتكر، مخترع، فردگرا، شایسته و رهبر هستید.
ـ عدد ۲: مطیع و گوش به فرمان، شما فردی متواضع و فروتن، آماده برای خدمت به دیگران، علاقمند به كار دسته جمعی، مهربان و با محبت، یك همكار خوب، سیاستمدار، مصلح، صبور و شكیبا، شنوا و حساس نسبت به دیگران هستید.
ـ عدد ۳: برون گرا، شما فردی هستید كه به راحتی افكار و احساسات درونی خود را ابراز می‌كنید. فردی خلاق، هنرمند، زیبا هستید. كسی كه از استعدادهای خود برای فایده رساندن به همه استفاده می‌كند. فردی شوخ طبع و دوستی خوب.
ـ عدد ۴: منضبط، هركاری كه لازم و ضروری می‌دانید انجام می‌دهید. فردی وظیفه شناس، سخت‌كوش، و خدمتگزار به دیگران. شما آدمی خویشتندار، خود‌كنترل، با كفایت و با لیاقت، سازمان‌دهنده، سازنده، بنیانگذار و دقیق و موشكاف هستید.
ـ عدد ۵: آزاد‌منش، شما فردی مخالف سلطه و قید و بند هستید. كسی كه خود را با تغییرات سازگار می‌كند و می‌داند چگونه با موقعیت‌های غیرمنتظره مواجه شود. عاشق ایده‌های جدید، مكتشف، ماجراجو و اهل سفر، تیزبین، كسی كه به خوبی یادگرفته كه به آزادی دیگران احترام بگذارد.
ـ عدد ۶: سازمانگر و هماهنگ‌كننده، كسی كه در هر موقعیتی می‌داند كه چگونه افراد را با هم هماهنگ كند. مسئول، وظیفه‌شناس، وكسی كه به خوبی خود را با دیگران هماهنگ می‌كند و از عهده مسئولیت‌ها به خوبی برمی‌آید. كسی كه ارزش خانه و خانواده، كمك و حمایت دیگران را می‌داند. فردی كه به خوبی می‌داند چه موقع باید به كمك دیگران بشتابد و چه موقع باید اجازه بدهد كه دیگران خودشان به بهبود وضع خویش بپردازند.
ـ عدد ۷: درون‌گرا، شما كسی هستید كه عقل و منطق و بصیرت را در درون خود یافته است. می‌داند كه چگونه بیاندیشد، تحلیل كند، مطالعه كند، بخواند، به مراقبت بپردازد، از بیرون به مسائل بنگرد، در جستجوی حقیقت باشد، اكثر اوقات را به تنهائی بگذراند و یاد گرفته كه از تنهائی نترسد.
ـ عدد ۸: محكم و پرقدرت، شخص قدرتمندی هستید كه از قدرت خود به خوبی می‌توانید در راه كسب برتری‌های مادی بهره بگیرید، كسی كه یاد گرفته چگونه از قوانین معنوی برای رسیدن به موفقیت مادی استفاده كند. شما می‌توانید بدون طمع ورزی و خودخواهی یا بهره كشی از دیگران به كنترل امور بپردازید و به موفقیت‌های مادی دست یابید.
ـ عدد ۹: ایثارگر و از خود گذشته، شما فردی فداكار و علاقمند به خدمت به دیگران هستید و همه چیز خود را فدای دیگران می‌كنید. فردی دوست داشتنی، دلسوز، بخشنده و با گذشت، و دارای قدرت درك بالا هستید. یاد گرفته‌اید كه آدم خشك و یك دنده‌ای نباشید و تعصبات بیجا را كنار گذاشته‌اید و نسبت به آنها بی‌توجه هستید. در هرموردی سعی دارید همان چیزی باشید كه دیگران می‌خواهند و همواره در تلاش هستید كه دنیا را جای بهتری برای زندگی بسازید.
ـ عدد ۱۱: روشنفكر، فردی هستید كه همواره در جستجوی حقیقت است و از قوه درك شهودی خود استفاده می‌كند. آدمی مثبت‌اندیش و خوش‌بین هستید كه فقط خوبی‌ها را در دیگران می‌بیند، با حقیقت زندگی می‌كند، و نظرات روشنفكرانه‌ی خود را با دیگران در میان می‌گذارد. به خوبی قادر هستید از نیروهای روانی خود بهره بگیرید و به اتكای الهامات درونی خود جلو می‌روید. فردی دلسوز و مهربان، جسور و بی باك، و در عین حال متواضع هستید.
ـ عدد ۲۲: مسلط برنفس، خویشتندار، نیروهای عظیم درونی را در خود پیدا كرده‌اید و آنها را برای انجام كارهای بزرگ و فایده رساندن به دیگران به كار می‌برید. شما خودتان را هرگز محدود نمی‌كنید و فقط به نیازهای بشری فكر می‌كنید و اینكه چگونه می‌توان از قدرت‌های خود برای انجام كارهای بزرگ استفاده كرد. شما فردی سازنده و دوراندیش هستید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:9  توسط مریم | 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 23:5  توسط مریم | 

عید فطر مبارک

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:30  توسط مریم | 

لئوناردو داوينچي هنگام كشيدن تابلوي شام آخر دچار مشكل بزرگي شد: مي‌بايست نيكي را به شكل عيسي و بدي را به شكل يهودا، از ياران مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي‌كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرمانيش را پيدا كند.

روزي در يك مراسم همسرايي، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هايي برداشت.

سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود. كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي‌آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند.

نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده‌پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند، چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن نداشت.

گدا را كه درست نمي‌فهميد چه خبر است، به كليسا آوردند: دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بي‌تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.

وقتي كارش تمام شد، گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشم‌هايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزه‌اي از شگفتي و اندوه گفت: «من اين تابلو را قبلأ ديده‌ام!»

داوينچي با تعجب پرسيد: «كي؟»

- سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي‌خواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم !!!!»

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 13:39  توسط مریم | 

روش هایی براي خوشحال تر زيستن

خـوشحالي يك وضعيت خاص ذهـنـي اسـت. هـر فـردي در زنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند نبوده است. اما ناخرسندي مزمن ميتواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمـدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، ميتوانـيـد مـيزان خوشحالي خود را كنترل نماييد

بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـيــد تا احساس و ظاهر بهتري بدست آوريد. دراين قسمت نكته هاي وجود دارند كه شمارا در اين كار ياري مي نمايند


خوش بين باشيد
بـه زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد. بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند

ديد وسيعي داشته باشيد
اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد، خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد

سپاسگزار باشيد
از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تـبريك بـگوييد. بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد. به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد ميشويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باشيد

از زندگي لذت ببرید
به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت ميبريد: اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـدخريد برويد. براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد

از جسم خود مراقبت نماييد
خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد. هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود

برنامه هاي خود را تغيير دهيد
برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد. بـراي فـعاليتهاي ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد

با مردم در تماس باشيد
آيا بخاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟ براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد

خلاق باشيد
روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شـامـل كـاردسـتـي، باز سازي، نقاشي، ترسيم كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد، اگـر زمـاني را براي انـجـام فـعـاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود

براي خود همدمي پيدا كنيد
تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد.

با كسي صحبت نماييد
يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد چرا كه مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد

تخيل كنيد
آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت

بخشنده باشيد
شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي ( يـا خودتان ) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهــيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نميـتوانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد

نگران نباشيد، خوشحال باشيد
در دنـياي واقعي نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم تا براي ما شادمانـي ايـجـاد كنند. خوشحالي حالتي از ذهن است كه كاملا ميتواند تحت كنترل شما باشد

محيط پيرامون خود را به گونه اي مهيا سازيد كه فرصتـهايـي بـراي شناختن و لذت بردن از جنبه هاي مثبت و خوشايند زندگي را فراهم آورد. براي شاد بودن تلاش كنيد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 22:19  توسط مریم | 

در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی

 

 

کاش, یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 22:9  توسط مریم | 
يك نفر دنبال خدا مي‌گشت، شنيده بود كه خدا آن بالاست و عمري ديده بود كه دست‌ها رو به آسمان قد مي‌كشد. پس هر شب از پله‌هاي آسمان بالا مي‌رفت، ابرها را كنار مي‌زد، چادرشب آسمان را مي‌تكاند، ماه را بو مي‌كرد و ستاره‌ها را زير و رو .

او مي‌گفت: ( خدا حتماً يك جايي همين جاهاست) و دنبال تخت بزرگي مي‌گشت به نام
عرش، كه كسي بر آن تكيه زده باشد. او همه آسمان را گشت اما نه تختي بود و نه كسب.

نه ردپايي روي ماه بود و نه شانه‌اي لاي ستاره‌ها
از آسمان دست كشيد، از جست و جوي آن آبي بزرگ هم. آن وقت نگاهش به زمين زير
پايش افتاد. زمين پهناور بود و عميق. پس جا داشت كه خدا را در خود پنهان كند.
زمين را كند، ذره‌ ذره و لايه لايه و هر روز فروتر رفت و فروتر.
خاك سرد بود و تاريك و نهايت آن جز يك سياهي بزرگ چيز ديگري نبود. نه پايين و
نه بالا نه زمين و نه آسمان. خدا را پيدا نكرد. اما هنوز كوه‌ها مانده بود. درياها و
دشت‌ها هم. پس گشت و گشت و گشت.
پشت كوه‌ها و قعر دريا را، وجب به وجب دشت را. زير تك تك همه ريگ‌ها را .
لاي همه قلوه سنگ‌ها و قطره قطره آب‌ها را .اما خبري نبود، از خدا خبري نبود.
نا اميد شد از هرچه گشتن بود و هرچه جست و جو. آن وقت نسيمي وزيدن گرفت.
شايد نسيم فرشته‌ بود كه مي‌گفت خسته نباش كه خستگي مرگ است.هنوز مانده است ،
وسيع‌ترين و زيباترين و عجيب‌ترين سرزمين هنوز مانده است. سرزمين گمشده‌اي كه
نشاني‌اش روي هيچ نقشه‌اي نيست.
نسيم دور او گشت و گفت: اين جا مانده است اين جا كه نامش تويي.
و تازه او خودش را ديد، سرزمين گمشده را ديد. نسيم دريچه كوچكي را گشود.
راه ورود تنها همين بود و او پا بر دلش گذاشت و وارد شد. خدا آن‌جا بود.
بر عرش تكيه زده بود و او تازه دانست عرشي كه در پي‌اش بوده همين جاست.
سال‌ها بعد وقتي كه او به چشم‌هاي خود برگشت، خدا همه‌جا بود، هم در آسمان و
هم در زمين. هم زير ريگ‌هاي دشت و هم پشت قلوه‌سنگ‌هاي كوه،
هم لاي ستاره‌ها و هم روي ماه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 22:50  توسط مریم | 

کلمه کوروش به معنای خورشید وار ( کور = خورشید) و( وش = مانند) می باشد

 

ایرانیان کوروش را "پدر"

 یونانیان که ممالکشان را فتح کرده بود" سرور"

 و یهودیان که ازادی را به ایشان بازگردانده بود" مسح کننده"

 و بابلیان اورا" مردوک به منزله مورد تایید" می نامیدند

 

تبار کوروش از پدر به پارس ها و از مادر به مادها می رسد

 

اشیتوویگو پادشاه ماد شبی خواب دیده که ازدخترش ماندانا آبی خارج شده که تمام کشور و آسیا غرق کرده برای وی آنگونه تعبیر کردند که از دخترت فرزندی زاده می شود که بر مادها غلبه خواهد کرد.

این موضوع سبب شد که او تصمیم بگیرد که دخترش را به بزرگان ماد ندهد زیرا از این ترس داشت که دامادش مدعی خطر برای وی شود و دخترش را به(پارسها) کمبوجیه اول که در آن زمان در جنوب غربی ایران حکومت داشتند شوهر داد

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه بار دار شد و شاه اینبار خواب دید از شکم دخترش درختی روییده که شاخ وبرگهای آن زمین را پوشانیده که مجدد برای وی تعبیر کردند که از ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر جهان غلبه خواهد کرد

وی دخترش را طلبید و زاده ی وی را به هارپاگ(از بستگان و سپهسالار وی بود ) سپرد و دستور داد طفل رانابود کند .

هارپاگ می دانست که ممکن است روزی ماندانا انتقام فرزند خود بگیرد و اینکه از سر پیچی از دستور شاه هراس داشت,کوروش را به یکی از چوپانهای شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از وی خواست بدستور شاه طفل را میان جنگل رها کند

چوپان فرزند را به خانه برد و همسر وی که تازه صاحب فرزندی مرده شده بود به شوهرش اسرار ورزید که طفل را نگه داشته و فرزند مرده خویش را به جنگل برده و جسد تیکه شده وی را به هارپاگ دهندبدین ترتیب انها سرپرستی طفل را به عهده گرفتند

یک روز کوروش که پسر چوپان معروف بود با امیرزادگان بازی می کرد و آنها کوروش را در بازی به شاهی قبول کردند و چون پسر آرتم(یکی از شاهزادگان)ازکوروش فرمانبرداری نکرد کوروش دستور دادوی را تنبیه کنند پسر آرتم نیز موضوع را به شکایت به پدر و پدر نیز به شاه گفته که پسر چوپان فرزندش را تنبیه کرده شاه نیز چوپان و کوروش را احضار کرده و از ایشان در خصوص عمل کوروش سوال کرده و کوروش نیز در پاسخ به شاه گفته آنها مرا به شاهی پذیرفتند چون او از من فرمانبرداری نکرداو را تنبیه کردم حال اگر شایسته مجازات هستم تصمیم با شماست

شاه از دلاوری کوروش و شباهتش با خود به فکر افتاده و چون زمان رها کردن فرزند دخترش به جنگل با سن کوروش برابر بوده آرتم را قانع کرده و از چوپان در خصوص پدر مادر کودک سوالاتی کرده و چون به جواب قانع کننده نرسیده تحت شکنجه از وی اعتراف گرفته و هارپاگ را احضار کرده و چون او چوپان رادید موضوع را فهمیده و به شاه گفت می خواستم هم دستور شما را اجرا کرده باشم و هم اینکه مرتکب قتل فرزند دخترت نشوم

بدین ترتیب کوروش در دربار کمبوجیه اول اخلاق والای انسانی پارس ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته انها را آموخت و با اموزشهای سختی که سربازان پارس فرا می گرفتندپرورش یا فت

 

با تخلیص-منبع : هرودت

همه ساله 29 اکتبر تمامی مردم جهان (به جز ایران) از کوروش کبیر به نیکی یاد می کنند در حالیکه ما تمام افتخاراتی را که فروختنی نبودند زیر آب می کنیم

 برگرفته از گروه جهانگردي

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 14:3  توسط مریم | 

به جای دو کلمه خشک و خالی

حتما برای شما پیش آمده است که به دوستی زنگ بزنید و ار آن طرف سیم پیامگیر برایتان یک قطعه موسیقی بنوازد یا شعری زمزمه کند . بین ایرانیان خوش ذوق هستند کسانی که به جای دو کلمه خشک و خالی عدم حضور خود را با کلام منظوم در تلفن اعلام کنند. یکی از همین جماعت از دوست خود که شاعری طناز ( یعنی طنز پرداز) است درخواست کرده بود برایش یک

دو بیتی بسازد تا روی دستگاه ضبط کند , ایشان هم ساخته اند:

شرمنده از آنم که نباشم به سرایم

تا با تو سلام و علیکی بنمایم

گر لطف کنی نمره و پیغام گذاری

پاسخ دهم ای دوست به محضی که بیایم

اما کار به همین جا خاتمه پیدا نمی کند . درخواست دوست , راهنمای ذهن شاعر می شود که سری بزند به خانه ی شعرای پیشین و بیندیشد که اگر حافظ و خیام و فردوسی در عصر Answering machine زندگی می کردند چه کلامی روی این ماشین می گذاشتند.

و این است حاصل آن :

در منزل حافظ:

رفته ام بیرون من از کاشانه خود غم مخور

تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام

آن زمان کو باز گردد خانه غم مخور

در منزل سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ

فلک گر فرصتی دادی به دستم

در منزل خیام:

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد

ممنون تو ام که کرده ای از ما یاد

رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش

آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد

در منزل فردوسی:

نمی باشم امروز اندر سرای

که رسم ادب را بیارم به جای

به پیغامت ای دوست گویم جواب

چو فردا برآید بلند آفتاب

در منزل مولانا :

بهر سماع از خانه رفتم برون رقصان شوم

شوری برانگیزم به پا خندان شوم شادان شوم

بر گو بر من پیغام خود هم نمره هم نام خود

فردا تو را پاسخ دهم جان تو را قربان شوم  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:21  توسط مریم |